عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
895
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
حاصل آب فرات و درس با تدليس تو * اى كه بنوشتى تو بر طهر يهودىها كتاب كتاب طهر يهود ، مقصود اين است كه امام جمعه اهل كتاب را پاك مىداند و كتاب در اين باب نوشته و مردم به در خانه شيخ . . . فحش نوشتند و گفتند ترا مىكشيم . دولت قدغن كرده هركس به ديوارها چيزى بنويسد او را بگيرند . نيز بعضى طلاب مدرسهء خان مروى به حمايت آقا سيد عبد الله به حضرت عبد العظيم عليه السّلام رفتهاند . امام جمعه پيغام داده كه هركدام به آنجا رفتهاند ، برنگردند . طلاب باقى مانده پيغام دادهاند كه آنها كه رفتهاند خوب ، ماها هم خواهيم رفت . طهران آقا سيد جمال واعظ اصفهانى كه در مسجد شاه نماز مىكرد ، به لباس مخفى به طرف عتبات عاليات رفت . در عشر اول ذى القعده از سرحد خانقين تلگراف به علما [ ى ] طهران ساكن حضرت عبد العظيم زد كه از آنجا حركت نكنيد تا تكليف شما از علماى عراق عرب برسد . طهران در سيزدهم ذى القعده ، اتابيك به تلگرافخانهء باغ رفت و با ولايات گفتگو دارد . گويا با اصفهان است . بادكوبه مسلمانان تبعهء ايران در خاك بادكوبه و قفقاز كه از ظلم ارامنه و بىكارى به تنگ آمدهاند تلگراف به مشير الدوله زدهاند كه به طهران بيايند . مشير الدوله از براى آنها ده هزار تومان از خود شاه و اتابيك فراهم كرد و براى آنها فرستاد و گفت از آنها پول تذكره نگيرند و مىخواهند از ساير مردم اعانه براى آنها بگيرند . روى هم هيجده هزار تومان اعانه براى آنها فراهم شد . طهران ادارهء نوغان ابريشم به حاجى محتشم السلطنه رئيس وزارت خارجه داده شد . او